اصول قیمت دهی برای فریلنسرها

پیدا کردن شانس ارسال پیشنهاد قیمت برای یک پروژه بزرگ، آرزوی هر فریلنسر است. اما این رویا می‌تواند به یک کابوس تبدیل شود زمانی که خریدار برای پروژه حدود قیمت مشخص نکرده است  و شما مجبورید شخصا قیمت را تخمین بزنید. اینکه تصمیم بگیرید در ازای انجام پروژه چه مبلغی باید دریافت کنید گاهی می‌تواند خیلی سخت باشد.

اگر قیمت را اشتباه تخمین بزنید، ممکن است یک پروژه خوب را از دست بدهید و به اندازه کافی کار برای انجام نداشته باشید. یا بدتر از آن، پروژه را با مبلغی بسیار کم بدست آورید و مجبور شوید  آن را با نرخی تکمیل کنید که حتی پاسخگوی هزینه‌های شما هم نیست.

بر اساس گفته های بالا و به جهت افزایش شانس شما در تصاحب پروژه هایی با قیمت مناسب، چند توصیه مهم و کاربردی خدمت شما ارائه می شود.

csbx39wwsaiib8bny4df

 

حداقل نرخ دستمزد خود را مشخص کنید

این قسمت کار می‌تواند تا حدی پیچیده باشد، اما تنها کافی است یکبار این کار را انجام دهید و آن را برای سایر پروژه‌هایتان نیز اعمال کنید. ایده این است که کلیه‌ی هزینه هایی که برای انجام این کار متحمل می‌شوید را تخمین بزنید و محاسبه کنید که حداقل مبلغی که باید بدست آورید تا درآمد و هزینه سر به سر شود چقدر است .

 

تمامی هزینه‌های خود را محاسبه کنید

توجه کنید که منظور از تمامی هزینه‌ها تنها هزینه‌هایی که به کارتان مربوط می‌شود نیست. ما در مورد درآمد پایه ای که باید داشته باشید تا چرخ زندگی را بچرخانید صحبت می‌کنیم.  بعضی از افراد تنها بر روی هزینه‌های کسب و کار تمرکز می‌کنند، اما شما یک شخص هستید و من ترجیح می‌دهم بر روی هزینه‌های کلی یک شخص برای زنده ماندن تمرکز کنم. در نهایت اولویت همین است.

به عنوان مثال، مخارج ماهیانه من ۱ میلیون تومان است، که شامل چیزهایی شخصی مثل اجاره، هزینه تفریح، حمل و نقل و غذا، به اضافه هزینه کسب و کار مثل تجهیزات و لوازم التحریر نیز می‌شود، به اضافه یک مقدار هزینه برای کمی تفریح و لذت بردن از زندگی.

بنابرین برای سر به سر کردن مخارج، من نیاز دارم که هر ماه ۱ میلیون تومان درآمد داشته باشم، درسته؟ نه – سهم مالیات را فراموش نکنید. اگر فرض کنیم که حدود ۹% از این مبلغ را برای مالیات از دست بدهم، من باید درآمدی حدود ۱,۱۰۰,۰۰۰ تومان در ماه داشته باشم – که حدود ۱ میلیون تومان از آن برای سایر مخارج باقی بماند. ۱۱۰۰۰۰۰ * ۱۲ درآمد سالیانه من برابر می‌شود با۱۳,۲۰۰,۰۰۰ تومان.

به یاد داشته باشید، این هدف شما نیست. این مبلغ حداقل هزینه‌ای است که باید برای گذراندن زندگی بدست آورید.( و همچنین به خاطر داشته باشید، این اعداد تنها مثال هستند- هزینه زندگی کاملا به شرایط زندگی شما بستگی دارد. )

 

تعداد ساعت‌هایی که در ازای آن‌ها درآمد کسب می‌کنید را بدست آورید

حالا در نظر بگیرید که چند ساعت در هفته باید کار کنید. اما در اینجا منظور تنها ساعت‌هایی است که در ازای آن حق‌الزحمه دریافت می‌کنید به عنوان مثال، پروژه یک مشتری مشخص که در ازای آن حق الزحمه دریافت می‌کنید.

به خاطر داشته باشید (به خصوص اگر شما به تازگی کار خود را شروع کرده باشید) نیاز دارید که مدت زمانی را صرف بازاریابی، جستجوی کار، ساختن رزومه و … کنید. بنابرین حتی اگر برای ۴۰ ساعت کار درهفته برنامه‌ریزی کرده باشید، شاید فقط ۲۰ ساعت از آن صرف کار مستقیم بر روی پروژه شود. شما نمی‌توانید برای مدت زمانی که صرف به روز رسانی وب سایت خود یا شبکه‌سازی در لینکداین کرده‌اید دستمزد دریافت کنید.

بنابراین ۲۰ ساعت در هفته را در نظر می‌گیریم، ۵۰ هفته در سال (شما حداقل به ۲ هفته تعطیلات در سال نیاز دارید!)، پس شما ۱۰۰۰ ساعت کار قابل پرداخت دارید.

حالا عدد اول را بر عدد دوم تقسیم کنید. ۱۳,۲۰۰,۰۰۰ تومان تقسیم بر ۱۰۰۰ می‌شود۱۳۲۰۰ تومان در هر ساعت.

این رقم عددی است که از این به بعد در هر پروژه‌ای باید اعمال کنید (در خواست دهید). برای یک مورد مشخص که انجام پروژه حدود ۳۰ ساعت زمان نیاز دارد، ما باید ۱۳۵۰۰ تومان برای هر ساعتی که توقع داریم بر روی پروژه وقت بگذاریم محاسبه کنیم. مینیمم قیمت محاسبه شده برای این پروژه ۳۹۶۰۰۰ تومان خواهد شد. قیمت نهایی مطمئنا بالاتر خواهد بود، اما بهتر است که با یک قیمت پایه شروع کنیم.

 

در مورد رقابت تحقیق کن

در روزهای آغازین فریلنسری شما مجبور هستید که قیمتی نسبتا پایین و رقابتی را به خریداران پیشنهاد دهید، اما این رویه نباید برای شما تبدیل به یک عادت یا باور شود. شما می بایست به تدریج و طی بازه های شش ماهه یا یکساله و با در نظر گرفتن سوابقی که از خود بر جای گذاشتید، نرخ دستمرد خود را اندکی افزایش دهید.

متاسفانه، این تنها و اولین قدمی است که فریلنسرها برمی‌دارند. زمانی که کارم را شروع می کنید، بر اساس قیمتی که فکر می‌کنید رقابتی و استاندارد است پیشنهاد قیمت می‌دهید و همیشه از درآمد کمی که دارید ناراضی هستید.

البته این نکته مهم را هرگز فراموش نکنید که پذیرش قیمت رقابتی شما از سوی خریدار، لزوما به معنای ارزان فروشی خدمات شما نیست و در نهایت برای شما سابقه و تجربه بیشتر به ارمغان می آورد که همین سوابق به زودی برای شما تبدیل به پول نقد خواهد شد.+

 

پول همه چیز نیست

یک نکته: هیچ نرخ استانداردی برای نوشتن ( یا طراحی، یا هر زمینه‌ی دیگری) وجود ندارد. دستورالعمل‌های عمومی وجود دارد، اما قیمت به طور گسترده به نیاز خریدار و منابع، میزان تجربه شما، نوع شغلتان و مجموعه‌ای از گزینه‌های دیگر بستگی دارد. حتی برای کاری به سادگی نوشتن یک مطلب برای وبلاگ، بسته به نوع درخواست “نرخ استاندارد” می‌تواند از ۲۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان متغییر باشد.

مثل اینکه بپرسید “نرخ استاندارد” یک گردنبند چقدر است؟ در یک جواهر فروشی لوکس می‌تواند چندین میلیون تومان باشد، اما در یک مغازه بدل فروشی معمولی می توان آن را با چند هزارتومان خرید. بخش زیادی از قیمت بالای گردنبند به دلیل کیفیت الماس‌ها و زیبایی آن است، اما فقط همین نیست: قیمت بالای آن همچنین به خاطرموقعیت تجاری، احساس مشتری، قدرت تبلیغات و … است.

به عنوان یک مثال دیگر، من این مطلب را در شیراز می‌نویسم. جایی که می‌توانید بدون پرداخت هیچ پولی از بازار وکیل دیدن کنید. اما تعداد زیادی آثار تاریخی دیگر وجود دارد که برای  بازدید از آن‌ها باید بلیط تهیه شود. کسانی که آثار تاریخی دیگر را مدیریت می‌کنند نمی‌گویند که بازار وکیل مجانی است و ما برای رقابت با آن نباید هزینه‌ای دریافت کنیم. آن‌ها بلیطی را با قیمت مشخص را در نظر می‌گیرند و اعتقاد دارند که مردم مایل خواهند بود که آن مبلغ را پرداخت کنند.

پس لطفا فقط به قیمت توجه نکنید و فکر نکنید که باید با هر کسی کار کنید. اگر چه، هنوز نیاز دارید که بازار و رقبا را به حساب بیاورید. از این راه می‌توانید متوجه شوید که بقیه مردم چقدر درآمد کسب می‌کنند.



یک نظر برای “اصول قیمت دهی برای فریلنسرها

  1. خیلی مطلب مفیدی بود،ازتون ممنونم.
    نه فقط به قیمت دادن تو کار، بلکه به هدفدار شدن زندگی کمک میکنه. اما متاسفانه به نظر من هنوز که هنوزه برخی کارفرماها دنبال قیمت پایین هستند نه کیفیت مطلوب، این موضوع رو توی چند مورد آخری که خودم قیمت دادم دیدم. با این شرایط اگر ما هم حاضر به انجام کار با قیمت پایین نباشیم مجبوریم کل ماه رو بیکار بمونیم.
    تشکر مجدد از مطلب مفیدتون.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *